«معلم مدرسهای که تصمیم به عضویت در گروه خیریهای میگیرد.»
این یک خط، قاب داستانی کتاب گاف است. اما روایت آنچه در ذهن شخصیت میگذرد، داستان را از زمینهی سطح نخست آن جدا میکند و خواننده مواجهه با انسانی همدلیپذیر را در خط روایت تجربه میکند.
آنچه دربارهی کتاب گاف مینویسم البته همهاش شاید خیالِ من باشد از اثر و نه آنچه واقعاً مقصود نویسنده بوده است. که البته اگر هم تنها همین باشد باز از خوشیهای این کتاب است که میتواند در ذهن خوانندهاش قُل بزند و چیزی جدید خلق کند.
«فروپاشی روانی» ترکیبی ترسناک است، اما این یادداشتِ کوتاه تلاشی است برای آغازِ گفتوگویی در جهتِ دفاع و همدلی با احتمالِ این رویداد. انسانِ جهانِ مدرن همواره در تلاش برای فرار از هرگونه خطری است. این خطرات که در گذشتهی دور امکانِ شکار شدن توسط موجودات دیگر را شامل میشده، امروز از جمله شاملِ خطرِ «شادیِ ناکافی» است.
جایی خواندم که در یونان باستان، هر چهار سال یک بار و در روز آغاز فستیوال المپیک، هنگام غروب خورشید، زنان طی مراسمی خیره به خورشیدِ در حال غروب، برای مرگ آشیلِ قهرمان گریه میکردند. از همین رو شاید بتوان رابطهی شاعرانهای بین اشکهای دِلفین هنگام تماشای غروب در انتهای فیلم و این رسم باستانی متصور شد؛ اشکهایی در سوگ پایان تابستان و به همراه آن، فرصتی برای شروعی تازه.
برشی از فیلم The Green Ray (1986) | کارگردان: اریک رومر
گریههای دلفین اما محدود به آن صحنهی آخر نیستند و در تمام طول فیلم چندینبار تکرار میشوند. گریههایی که شاید بیش از هر چیز تنها نمودی از اضطراب، تنهایی و افسردگی قهرمان فیلم باشند.
در قسمتهای مختلف «هزار افسون» من و آریا دربارهی ارتباط جادو و داستانها صحبت کردهایم. در این یادداشت از نگاه ادبی به جادو خواهم نوشت.
از روزهای نخست زیست انسانی، جادو بخشی از تجربهی انسان بوده است. شمنها با ارتباط برقرار کردن با عناصر طبیعت، با گذر میان جهانِ واقع و جهانِ اثیری سعی بر تاثیر بر اتفاقات داشتهاند و بهعنوان مثال شکاری موفق یا باران را برای قبیلهشان فراخواندهاند. و این کار را در بسیاری از موارد با روایتی از مناسک جادویی خود در پیوند با آنچه فرامیخواندهاند، انجام میدادند. بهعنوان مثال، بهنقش کشیدن صحنهای از شکاری موفق که روایتی بود از آنچه میخواستند.
سال نو را به همه تبریک میگوییم. در نوروز دوم از آغاز پادکست «هزار افسون» تصمیم گرفتیم این وبسایت را برای ارتباط بیشتر با شما و فراهم کردن امکانات بیشتر برای گفتوگو منتشر کنیم. اینجا علاوه بر قسمتها، افسونها و ارجاعات مرتبط با آنها، گاهبهگاه یادداشتهایی خواهیم نوشت که گرچه شاید مستقیم با قسمتی از پادکست مرتبط نباشند، اما همراستا با مضامینی خواهند بود که در این مدت دربارهشان صحبت کردهایم. علاوه بر یادداشتها امکانات دیگری هم مثل دورهها، رویدادهای زنده و مانند آنها در وبسایت بهمرور اضافه خواهند شد و امیدواریم اینجا بستری بشود برای ارتباط نزدیکتر و یاد گرفتن ما از همدیگر.