• مراقبه

    همیشه با تمرکز بر روی تنفس شروع کن. دم و بازدم. در میان افکار غوطه‌ور شو. چونان شناگری که در سطح آب و در میان جلبک‌ها و چوب‌ها و پلاستیک‌ها شناور است. این بالاترین سطح است، این‌ها سطحی‌ترین افکار. با تمرکز بر دم و بازدم سعی کن پایین بروی، آشغال‌های روی آب را پشت سر ...

  • شگفتِ مهیب

    به‌تصویر کشیدن انفجار اتمی در قسمت هشتم از فصل سوم سریال توئین پیکس ساخته‌ی دیوید لینچ، مثالی از عنوان این یادداشت است: شگفتِ مهیب. در جهان زیست ما، برخی حوادث در عین تجسم‌شان از شر یا ریشه‌داری در شر، آن‌چنان عظیمند که حسی از شگفتی در سوژه‌ی ناظر آن برمی‌انگیزند. روبه‌رو شدن با چنین حوادثی ...

  • جلوه‌ای از آزادی

    هوا تاریک شده بود که ماشین را در بلوار پارک کردیم و پیاده شدیم. آن سال اولین شبِ پائیز، جمعه بود. ماشین‌های زیادی هر دو طرف پارک شده بودند ولی حال و هوا مثل جمعه‌های دیگر نبود. از بلوار که رد شدیم تا وارد پارک بشویم دختر جوانی جلویمان از ماشین پیاده شد. در چهره ...

  • مخ‌مخه‌ی بودن

    «معلم مدرسه‌ای که تصمیم به عضویت در گروه خیریه‌ای می‌گیرد.» این یک خط، قاب داستانی کتاب گاف است. اما روایت آن‌چه در ذهن شخصیت می‌گذرد، داستان را از زمینه‌ی سطح نخست آن جدا می‌کند و خواننده مواجهه‌ با انسانی همدلی‌پذیر را در خط روایت تجربه می‌کند. آن‌چه درباره‌ی کتاب گاف می‌نویسم البته همه‌اش شاید خیالِ ...

  • در همدلی با فروپاشی روانی

    «فروپاشی روانی» ترکیبی ترسناک است، اما این یادداشتِ کوتاه تلاشی است برای آغازِ گفت‌وگویی در جهتِ دفاع و همدلی با احتمالِ این رویداد. انسانِ جهانِ مدرن همواره در تلاش برای فرار از هرگونه خطری است. این خطرات که در گذشته‌ی دور امکانِ شکار شدن توسط موجودات دیگر را شامل می‌شده، امروز از جمله شاملِ خطرِ «شادیِ ...

  • درباره‌ی فیلم: The Green Ray (1986)

    جایی خواندم که در یونان باستان، هر چهار سال یک بار و در روز آغاز فستیوال المپیک، هنگام غروب خورشید، زنان طی مراسمی خیره به خورشیدِ در حال غروب، برای مرگ آشیلِ قهرمان گریه می‌کردند. از همین رو شاید بتوان رابطه‌ی شاعرانه‌ای بین اشک‌های دِلفین هنگام تماشای غروب در انتهای فیلم و این رسم باستانی ...

  • جادوی روایی

    در قسمت‌های مختلف «هزار افسون» من و آریا درباره‌ی ارتباط جادو و داستان‌ها صحبت کرده‌ایم. در این یادداشت از نگاه ادبی به جادو خواهم نوشت. از روزهای نخست زیست انسانی، جادو بخشی از تجربه‌ی انسان بوده است. شمن‌ها با ارتباط برقرار کردن با عناصر طبیعت، با گذر میان جهانِ واقع و جهانِ اثیری سعی بر ...

پیمایش به بالا