«معلم مدرسهای که تصمیم به عضویت در گروه خیریهای میگیرد.»
این یک خط، قاب داستانی کتاب گاف است. اما روایت آنچه در ذهن شخصیت میگذرد، داستان را از زمینهی سطح نخست آن جدا میکند و خواننده مواجهه با انسانی همدلیپذیر را در خط روایت تجربه میکند.
آنچه دربارهی کتاب گاف مینویسم البته همهاش شاید خیالِ من باشد از اثر و نه آنچه واقعاً مقصود نویسنده بوده است. که البته اگر هم تنها همین باشد باز از خوشیهای این کتاب است که میتواند در ذهن خوانندهاش قُل بزند و چیزی جدید خلق کند.
سال نو را به همه تبریک میگوییم. در نوروز دوم از آغاز پادکست «هزار افسون» تصمیم گرفتیم این وبسایت را برای ارتباط بیشتر با شما و فراهم کردن امکانات بیشتر برای گفتوگو منتشر کنیم. اینجا علاوه بر قسمتها، افسونها و ارجاعات مرتبط با آنها، گاهبهگاه یادداشتهایی خواهیم نوشت که گرچه شاید مستقیم با قسمتی از پادکست مرتبط نباشند، اما همراستا با مضامینی خواهند بود که در این مدت دربارهشان صحبت کردهایم. علاوه بر یادداشتها امکانات دیگری هم مثل دورهها، رویدادهای زنده و مانند آنها در وبسایت بهمرور اضافه خواهند شد و امیدواریم اینجا بستری بشود برای ارتباط نزدیکتر و یاد گرفتن ما از همدیگر.